ای کاش چشمهایم را می بستم
با چشمهایم در آغوش می گرفتمت
لبهایم می بوسیدندت
نفسهایم حس می کردنت
و
تو درک نمی کردی
...
هر چند
از این راه دور
انرژی های تو را من
و من را تو
بی هیچ پرده ایی
می فهمیم.
ای کاش ...
...
-----------
این شب مستی حرف نزنم بهتره ... نه؟
+ نوشته شده توسط مهرنوش سعادتی در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت
1 |
