وقتی درباره اش حرف می زنم ، خیلی ناراحت می شی، نه؟ ...
چی کار کنم، یدفعه از آسمون افتادی وسط زندگیم. هر وقت چشای عاشقت رو نگاه می کنم، خودم رو لعنت می کنم. ای کاش قلم پام شکسته بود، ای کاش هیچ وقت تو چشات نگاه نکرده بودم. ای کاش اون روز ندیده بودمت یا کمکت نکرده بودم.
تو می گی چی کار کنم؟ دو سال ِ منتظریم! آخه تو چه جوری اومدی تو زندگی من! خوش بحالت ، تو خیلی خوشبختی ، خیلی خوشبختی. می دونی چند نفر تو این دنیا هستن که آرزوشونه فقط یه شب با کسی که دوسش دارن باشن، تو چند ماهه که شب و روز با منی.
من هم که از روز اول گفتم: من اونو دوست دارم، بهش قول ازدواج دادم ، می گی چی کار کنم؟ بزنم زیرش؟ بعد دو سال، نامردی نیست؟ حالا که همه چیز برای ازدواج ما مهیا شده، اون هم امروز و فردا این همه راه رو میاد.
می دونم وقتی حرف می زنم، ناراحت می شی، اما بذار بگم: همون هفته اول که دیدمت، نگفتم؟ گفتم : ما هیچ آینده ایی با هم نداریم، نمی تونیم همدیگه رو خوشبخت کنیم. گفتم که من عاشقم! گفتم که هر روز که کارام ردیف شه با اون ازدواج می کنم. گفتم که برو سراغ زندگیت. گفتم که تو برام عزیزی مثل اعضای خانواده ام . گفتم که دوستت دارم اما نمی¬تونم بهت هیچ قولی بدم. تو رو خدا خودتو، منو اینقدر اذیت نکن! ای کاش می دونستم از این همه آزار، خودت لذت می بری.
به خدا پیر شدیم، موهام روببین سفید شدن، دور چشمات رو نگاه کن، چروک شدن. تو دیوونه ایی، این همه آدمهای خوب و پولدار که دوستت دارن، که عاشقتن، ول کردی چسبیدی به من که چی بشه ، من ِآواره ی در به در که دل هم ندارم بهت ببخشم.
بابا بفهم! به کس ِ دیگه ایی قول دادم، دروغ هم بهت نگفتم،از روز اول هم می دونستی، بس کن. این کارا چیه می کنی؟ می خوای چی رو ثابت کنی؟ بذار این مدت یه خاطره خوب باشه، یه خاطره که وقتی یادمون می افته، لبخند بزنیم. بذار لذت با هم بودن واسه همیشه زیر زبونمون مزه کنه. بذار وقتی همدیگه رو می بینیم به یاد این روزا رومونو از هم بر نگردونیم. بذار بتونیم تا آخر عمر با هم دوست بمونیم. نمی زارم از من متنفر بشی. من تو رو دوست دارم، اما قبل تو انتخابم رو کرده بودم! جا برا برگشت نبود، نیست. بفهم .
نمی فهمی . نه اینکه نفهمی ها، نمی تونی درک کنی!
نذار از خودم متنفر بشم،
بیا پایین! بیا عزیزم! بیا شب آخر رو این جوری تمومش نکن! بیا، بیا بریم قدم بزنیم . فرد ا شب همه چیز تموم شده ، هر دو تا مون زندگی جدیدی کنار کسانی که عاشقمون هستن شروع می کنیم. بیا . هر وقت که بخواهیم می تونیم همدیگه رو ببینیم. مگه منو دوست نداری؟ ببین اگه تو چیزیت بشه، دیگه من چه جوری تو رو ببینم ، چرا می خوای چشات رو ازم بگیری؟ مگه نمی خوای بدونی چقدر دوست دارم؟ بیا پایین. خواهش می کنم، دوستت دارم، تحمل نبودنت رو ندارم.
بیا پایین آزارم نده. نذار برای دیدن اون چشات آرزوی مرگ کنم.
نه اینجوری نه ! دوستت دارم. نه نمی خوام تو باید زنده باشی! باید زنده بمونی!
گفتم نمی فهمی ، نه ابنکه نفهمی ها ، نمی تونی درک کنی!
دیگه هم نمی فهمی چقدر دوستت داشتم. صبر کن تنها نرو تحمل بی تو بودن رو ندارم.
نه ...
چی کار کنم، یدفعه از آسمون افتادی وسط زندگیم. هر وقت چشای عاشقت رو نگاه می کنم، خودم رو لعنت می کنم. ای کاش قلم پام شکسته بود، ای کاش هیچ وقت تو چشات نگاه نکرده بودم. ای کاش اون روز ندیده بودمت یا کمکت نکرده بودم.
تو می گی چی کار کنم؟ دو سال ِ منتظریم! آخه تو چه جوری اومدی تو زندگی من! خوش بحالت ، تو خیلی خوشبختی ، خیلی خوشبختی. می دونی چند نفر تو این دنیا هستن که آرزوشونه فقط یه شب با کسی که دوسش دارن باشن، تو چند ماهه که شب و روز با منی.
من هم که از روز اول گفتم: من اونو دوست دارم، بهش قول ازدواج دادم ، می گی چی کار کنم؟ بزنم زیرش؟ بعد دو سال، نامردی نیست؟ حالا که همه چیز برای ازدواج ما مهیا شده، اون هم امروز و فردا این همه راه رو میاد.
می دونم وقتی حرف می زنم، ناراحت می شی، اما بذار بگم: همون هفته اول که دیدمت، نگفتم؟ گفتم : ما هیچ آینده ایی با هم نداریم، نمی تونیم همدیگه رو خوشبخت کنیم. گفتم که من عاشقم! گفتم که هر روز که کارام ردیف شه با اون ازدواج می کنم. گفتم که برو سراغ زندگیت. گفتم که تو برام عزیزی مثل اعضای خانواده ام . گفتم که دوستت دارم اما نمی¬تونم بهت هیچ قولی بدم. تو رو خدا خودتو، منو اینقدر اذیت نکن! ای کاش می دونستم از این همه آزار، خودت لذت می بری.
به خدا پیر شدیم، موهام روببین سفید شدن، دور چشمات رو نگاه کن، چروک شدن. تو دیوونه ایی، این همه آدمهای خوب و پولدار که دوستت دارن، که عاشقتن، ول کردی چسبیدی به من که چی بشه ، من ِآواره ی در به در که دل هم ندارم بهت ببخشم.
بابا بفهم! به کس ِ دیگه ایی قول دادم، دروغ هم بهت نگفتم،از روز اول هم می دونستی، بس کن. این کارا چیه می کنی؟ می خوای چی رو ثابت کنی؟ بذار این مدت یه خاطره خوب باشه، یه خاطره که وقتی یادمون می افته، لبخند بزنیم. بذار لذت با هم بودن واسه همیشه زیر زبونمون مزه کنه. بذار وقتی همدیگه رو می بینیم به یاد این روزا رومونو از هم بر نگردونیم. بذار بتونیم تا آخر عمر با هم دوست بمونیم. نمی زارم از من متنفر بشی. من تو رو دوست دارم، اما قبل تو انتخابم رو کرده بودم! جا برا برگشت نبود، نیست. بفهم .
نمی فهمی . نه اینکه نفهمی ها، نمی تونی درک کنی!
نذار از خودم متنفر بشم،
بیا پایین! بیا عزیزم! بیا شب آخر رو این جوری تمومش نکن! بیا، بیا بریم قدم بزنیم . فرد ا شب همه چیز تموم شده ، هر دو تا مون زندگی جدیدی کنار کسانی که عاشقمون هستن شروع می کنیم. بیا . هر وقت که بخواهیم می تونیم همدیگه رو ببینیم. مگه منو دوست نداری؟ ببین اگه تو چیزیت بشه، دیگه من چه جوری تو رو ببینم ، چرا می خوای چشات رو ازم بگیری؟ مگه نمی خوای بدونی چقدر دوست دارم؟ بیا پایین. خواهش می کنم، دوستت دارم، تحمل نبودنت رو ندارم.
بیا پایین آزارم نده. نذار برای دیدن اون چشات آرزوی مرگ کنم.
نه اینجوری نه ! دوستت دارم. نه نمی خوام تو باید زنده باشی! باید زنده بمونی!
گفتم نمی فهمی ، نه ابنکه نفهمی ها ، نمی تونی درک کنی!
دیگه هم نمی فهمی چقدر دوستت داشتم. صبر کن تنها نرو تحمل بی تو بودن رو ندارم.
نه ...
+ نوشته شده توسط مهرنوش سعادتی در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت
23 |
