تبليغاتX
سیاه مشق های من
 

صبح:

عشق بازی مرغان دریایی

بیدارم  می كند

 

نسیم خنک

صورتم را نوازش می کند

 

و پرده

روی تنم نقاشی می کشد

 

روبرویم آسمان آبی و دریای آبی تر

جنگل سبز ما را در آغوش می كشد.

 

...

شب:

 

كلمات

از ذهن و دستم بيرون مي ريزد

 

وعشق

از چشمانم قطره قطره پخش مي شود

 

صدای موج

نور مهتاب

خوابم را آرام مي كند

 

...

مي دوم

باید بروم

 

رويا را جاودانه خواهم كرد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهرنوش سعادتی در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 16 |
 

- تنت بوی دریا می دهد.

- تنم را بو می کنم بوی دریاییست که به ساحل تنت رسیده است.

- تن این ساحل تشنه ی امواج دمادم این دریاست.

- دریا دور از ساحل بی امواج سکوت می کند تا نسیمی از ساحل او را بخواند.

- تن این ساحل از دوری موجهای بلند دریا    کویر ترک خورده ایست.

- ساحل به انتظار  دیدار طلوعی سرخ از دل دریا ایستاده است.

- در انتظار دیدارت مردابم.

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهرنوش سعادتی در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 17 |